|
امور مالي چيست و چه هدفي را دنبال ميكند؟
| قبل از حضور در كلاس نظرية مالي، بايد حداقل يك دوره مديريت مالي مطالعه كرده باشيد. دو كتاب پيشنهادي در اين مورد بهشرح زير است: مديريت مالي وستون و بريگام 1 و 2. بهگمان اينجانب، پيچوخم و جزئيات فكري امور مالي معاصر بسيار جذاب است. عمر اينجانب عمدتا" در حوزة مطالعات مالي سپري شده است. در اين كلاس، علاقهمندم پارهاي از تجربهها و جمعبندهيهاي خود را با شما در ميان بگذارم. البته، اين احتمال وجود دارد كه بسياري از پيچوخمها و جزئيات فكري براي شما جالب نباشد، و در كلاس هم وقت زيادي براي شرح آنها نيست. البته، ضروري ميدانم كه غير از مطالعة كتابهاي پايه بالا در مديريت مالي، دو مقالة ديگر را با دقت بخوانيد: "ترديد در اعتبار مدلهاي مالي،" ص.71 كتاب مجموعة مقالات مالي و سرمايهگذاري؛ و "مديرعامل و قيمت سهام،" ص. 171، همان مأخذ. مطالعة اين متون پايه و نيز مطالعة هر آنچه در هر جلسه به شما پيشنهاد ميشود، كار ادامة مباحث درس را ساده ميكند. توجه بفرماييد كه مطالعة هر آنچه در ريز درسها به شما پيشنهاد ميشود، اجباري است. مطالعة مقالات و كتابهايي كه در بخش "منابع، سايتها، و پايگاههاي اطلاعاتي" آمده و يا آنچه در بخش "ساير منابع روي اينترنت" آمده است داوطلبانه است، و بخشي از امتحان درس نميباشد. |
|
مرور تاريخي از نظرية امور مالي شركتها
| در اين جلسه 5 نظرية مالي پايه را با هم مرور ميكنيم تا با مهمترين انديشهها در قلمرو امور مالي آشنا شويد. آنچه گفته خواهد شد البته مقدمهاي براي مطالعات گستردهتر در آينده است: نظرية بدره يا پرتفوي، نظرية بافت سرمايه، نظرية سود سهام، نظرية ارزشيابي، و نظرية كارايي بازار. مقالههاي "مروري تاريخي بر نظرية امور مالي شركتها،" "جايزة نوبل مالي،" "هري ماركوتيس و بازار سرمايه،" و "تحولات مديريت مالي در صنايع ايران طي دهههاي اخير" را در كتاب مجموعة مقالات مالي و سرمايهگذاري بخوانيد. |
|
نظريههاي كارايي بازار
| كارايي بازار: واقعيت يا سراب؟ ميدانيد كه انواع بازارهاي مايل را داريم (فصلهاي اول، دوم و سوم كتاب مباني بازارها و نهادهاي مالي را بخوانيد.): بازارهاي پولي و نظام بانكي؛ بازارهاي بدهي با ماليات يا بدون ماليات؛ بازارهاي سوآپ؛ بازارهاي رهن؛ بازارهاي اوراقبهادار با پشتوانة داراييها؛ بازارهاي اوراقبهادار آتي مالي؛ بازارهاي سهام؛ بازارهاي اوراقتجاري؛ و بازارهاي بيمه. طيف متنوعي از مؤسسات مالي شامل بانكهاي تجاري، مؤسسات پسانداز و سپردهپذير، واسطههاي غيربانكي، صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك، شركتهاي بيمة عمر، شركتهاي بيمة حوادث و املاك، واسطههاي اوراقبهادار، و بانكهاي سرمايهگذاري در اين بازارها كار ميكنند (فصلهاي 4 تا 9 كتاب مباني بازارها و نهادهاي مالي را بخوانيد). اين مؤسسات محصولات مالي متنوعي چون اسناد اوراقخزانه، ابزارهاي با كوپن صفر، اوراققرضة شركتها، قراردادهاي آتي مالي، سوآپ نرخ بهره، اوراققرضة اروپايي، اختيار معامله، ابزارهاي معاف و مشمول ماليات، اوراققرضة شهرداريهاي ثابت و شناور، بيمهنامه، و حتي محصولات پيشرفته يا لوكساي چون اوراقبهادار به پشتوانة وامهاي رهني، اوراقبهادار به پشتوانة داراييها، سوآپهاي FX ، سوآپهاي muni ، اوراقمشتقة اعتباري، اختيار معاملة نامتعارف، و اوراقمشتقة بيمه را در كارگاههاي مالي خود طراحي و مهندسي كرده و به فروش ميرسانند. (مقالههاي "تناسب ابزارها و نهادهاي مالي با نيازهاي بازار سرمايه،" "تبديل به اوراقبهادار كردن وامهاي رهني" و "اوراقبهادار با پشتوانة وامهاي رهني، نمونهاي از ابزارهاي متنوع بازار سرمايه" در كتاب مجموعة مقالات مالي و سرمايهگذاري) بخوانيد. اكنون چند دهه است كه گفته ميشود بدون بازارهاي مالي كارا، مؤسسات مالي نميتوانند ابزارهاي مالياي توليد كرده و بفروشند كه از نظر اقتصادي به صرفه و شفاف باشد تا تخصيص بهينة منابع ممكن شود. از شما دعوت ميكنم كه با مطالعة كل كتاب كوچك خطروبازده به فارسي كه نوشتة بريلي است به اين حوزة مالي وارد شويد كه پر از نظريهپردازي است. در كلاس درس نخست اين نظريه را از ديدگاه امور مالي جديد(modern finance) توضيح ميدهم. آنگاه موضوع را از نظرگاه امور مالي نوين (new finance) توضيح ميدهم (به بخش اسلايدهاي درس رجوع كنيد). مقالههاي زير در كتاب مجموعة مقالات مالي و سرمايهگذاري نيز در مورد بازارهاي كارا است: "نظرية بازار كارآمد سرمايه،" و "مشكلات و ويژگيهاي بازار سرماية ناكارا و راهحلهايي جهت حركت بهسوي بازار كارآمد." تا اينجا هر آنچه معرفي كردم، مراجع فارسي بود. اما مقالة زير را در مجلة بازرگاني هاروارد ميتوانيد بيابيد. كارآمد؟ آشفته؟ امور مالي نوين چيست؟ اين مقاله را نانسي نيكولز در جلد 71 آن مجله نوشته است. اگر علاقه و فرصت بيشتري داريد، كتاب ادگار پيترز را بخوانيد: آشفتگي يا نظم در بازارهاي سرمايه . البته، مطالعة كتاب اخير اجباري نيست. در نظريههاي كارآمدي بازار سرمايه ميبايد به مباحثي چون تعادلهاي اقتصادي در بازار، نقش مقررات در كارايي مالي، نظرگاه فونكسيال در برابر ديدگاه نهادي از بازارها، تخصيص سرمايه و مديريت ريسك در مؤسسات مالي، توزيع خطر، و رفتار ريسك سيستماتيك بازارهاي مالي پرداخت. در كلاس خواهم كوشيد كه به گوشههايي از اين ابعاد نظري اشاره كنم. اما، طبعا" در طي 3 ساعت، چندان نميشود پيش رفت. اگر به موضوع علاقهمند شديد و خواستيد كه براي پاياننامة خود سراغ اين موضوع برويد، به بخش "موضوعات تحقيقي" رجوع كنيد. در مورد آزمون نظرية كارايي بازار در ايران رجوع كنيد به مجلة تحقيقات مالي شمارة 5 و 6 (زمستان 73 و بهار 74، شمارة 11 و 12 (تابستان و بهار 75)، و نيز پاياننامة فردين صادقي اردستاني، در دانشگاه علامة طباطبايي اردستاني، در دانشگاه علامة طباطبايي، دانشكدة حسابداري و مديريت |
|
نظرية بدره
| در اين نشست از نظرية ماركوتيس (1) شروع ميكنيم و موقعيت فعلي نظرية بدره يا پرتفوي را نشان ميدهيم. تحليل ماركوتيس از دادهها، ستاندهها و اهداف تحليل رسمي بدره آغاز ميكند؛ آنگاه (2) مفاهيم و فرضيههاي لازم براي تحليل را ارائه ميدهد؛ سپس از پيششرطهاي بند (2) براي پرداختن عميق به فنون تحليل بدره استفاده ميكند؛ و نهايتا" (4) نظرية رفتار منطقي و كاربرد آن در انتخاب بدرهها را مورد بررسي قرار ميدهد. دو مقالة "هري ماركوتيس و بازار سرمايه،" و "جايزة نوبل مالي" در مجموعة مقالات مالي و سرمايهگذاري به فارسي نقطهنظرهاي ماركوتيس را ارائه ميدهند. در اواسط دهة 70 وقتي شاخص سهام در بورسهاي عمدة امريكا بالا رفت، قيمت سهام با بتاي بالا كه طبق مدل يك فاكتورة ماركوتيس پيشبيني ميشد بالا برود، پايين آمد. در اين ايام، بار روزنبرگ Barr Rosenberg مدل با چند عامل را ارائه كرد كه وضعيت پيش آمده را شرح ميداد. بدينترتيب استفادههاي جديدي براي ماتريس كوواريانس و تحليل ريسك در بدرههاي موجود پيدا شد. حوزة ديگر توسعة نظرية بدره، اندازهگيري عملكرد بود. مايكل جنسون Michel Jenson عملكرد صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك را با معيار تعديلشده براي ريسك و با استفاده از نظرية بدره محاسبه كرد. بر پاية تحقيقات جنسون، اين صندوقها تغييراتي در شيوة فعاليت خود پديد آورند. در ادامة كاربستها و مشتقات نظرية بدره، مدلهايي چون مدل قيمتگذاري داراييهاي سرمايهاي (توسط شارپ) ارائه شده CAPM فرض ميكند كه همة سرمايهگذاران به كارايي ميانگين _ واريانس معتقدند، همة سرمايهگذاران اعتقادات مشابهي در اين زمينه دارند، و ميتوانند به نرخ بدون خطر وام بگيرند. نظرية CAPM چنين جمعبندي ميكند كه بازار خود بدرهاي كارا است، و بازدههاي مورد انتظار تنها به بتا بستگي دارند. بزرگترين كاربرد مدل CAPM شارپ به فرمول قيمتگذاري اختيار معاملة بلاك و شولز (Black Scholes) در دهة 70 محدود ميشود. در دهة 80 و 90، نظرية بدره پالودهتر شد. اكنون بعضي از مديران با ذهنيت كمّي، كل بدرة خود را تا سطح تكتك سهام بهينه ميكنند. بسياري از مديران اكنون اين كار را تا سطح گروهي از داراييها انجام ميدهند. اخيرا"، ماتريس كوواريانسها در تعيين محاسبات ريسك براي بنگاههاي اقتصادي بهطور كلي اهميت يافته است. بدينترتيب با بينالمللي شدن تحليل سرمايهگذاري آنطور كه در ماتريس ريسك مورگان (J.P. MORGAN) آمده است، مواجهايم. نظرية بدره همچنين در كنترل ريسك بدرههاي وام تجاري كاربست دارد، و از آن براي بخش املاك و مستغلات نيز استفاده ميشود. |
|
نظرية بافت سرمايه
| اين جلسه را با بررسي مقالة محوري موديلياني و ميلر (1958) در مورد نامربوط بودن بافت سرمايه در ارزشيابي سهام شركت آغاز ميكنيم. اين مقاله و مقالات مشابه شرايطي را تعيين ميكنند كه در آن شرايط تصميمات تأمين مالي شركتها اهميت زيادي ندارد. بيشتر مطالعات بعدي به اين مسئله تكيه داشتند كه از ميان مفروضات فرضية MM ، كداميك در عمل واقع نميشوند، و بنابراين نقشي براي بافت سرمايه باقي ميماند. در همين جلسه ميبايد به مباني مختلفي اشاره كنيم كه بر آن اساس طرح پيشنهادي موديلياني و ميلر معنا پيدا ميكند:
توجه خاص به موضوع دوم بايد معطوف شود، و اهميت محدوديتهاي حاكم بر كوتهفروشي (يا فروش سلم short sale) و عوامل تحديدكنندة مدت زمان اوراقبهادار بيان شود. نخواهيم رسيد كه بسياري از مطالب مربوط به فرضية موديلياني و ميلر و بافت سرمايه را در اين كلاس توضيح دهيم. مثلا" آثار مالياتي بافت سرمايه، و نتايج مطالعات تجربي روي بافت سرمايه تشريح نخواهد شد. هر دانشجويي كه علاقهمند به مطالعة عميق موضوع بافت سرمايه باشد، ناچار است كه مقالة Harris Raviv را بخواند. اين مقاله كه در سال 1991 منتشر شده تحولات نظرية بافت سرمايه را ارائه ميدهد (مطالعة اين مقاله داوطلبانه است). دو مقالة زير را بايد قبل از حضور در كلاس مطالعه فرماييد: “Capital Structure and the Modigliani–Miller Theorem” by Ernest Maug, 1998. |
|
نظرية سود سهام
| در اين جلسه به بررسي نظريههاي عمومي مربوط به پرداخت سود سهام و ارزش شركت ميپردازيم. نخست شرح ميدهيم كه چهگونه ميلر و موديلياني تحليل بافت سرماية خود را به خط مشي پرداخت سود سهام بسط دادند. بر پاية مفروضاتي، ميلر و موديلياني نتيجه ميگيرند كه براي سهامدار بدهبستان مساوي بين سود سهام مورد انتظار بالاتر و عايدي سرمايهاي كمتر وجود دارد. وقتي ماليات نباشد، و توزيع احتمال جريان نقدي ثابت باشد، بحث تعيين خطمشي پرداخت سود سهام بيمعناست، چون هر نوع پرداخت سود سهم بر ارزش بدون تأثير خواهد بود. اين كلاس ميبايد به اين سئوالات نيز پاسخ بدهد: چرا شركتها سود سهام ميپردازند و آثار خطمشيهاي بديل پرداخت سود سهام، آنجا كه توزيع احتمال جريان نقدي تغيير ميكند، چيست؟ در تعيين خطمشي پرداخت سود سهام بهينه نيز ميبايد به اين سئوال عمده جواب داد: چهگونه بازار با سود سهام نقدي نسبت به كسب عايدي سرمايهاي برخورد ميكند؟ كلاس با طرح مسئلة ماليات و آثار آن بر ارزش و خطمشي پرداخت سود سهام ادامه مييابد. آنگاه اهميت هزينههاي نمايندگي بر اين موضوع شرح داده ميشود، و بالاخره در بخش پاياني كلاس، نتايج تجربي يا آمپريك مربوط به پرداخت سود سهام گزارش ميشود. اين بررسيها بسيار گسترده است، و ضروري خواهد بود كه دانشجويان وقت بيشتري در خارج از كلاس روي مطالعة حداقل دو مقالهاي بگذارند كه اين پژوهشها را خلاصه ميكنند. |
|
نظرية قيمتگذاري آربيتراژ
| نظرية قيمتگذاري آربيتراژ (APT) را استفان راس ارائه كرده است. اين نظريه همچون CAPM ميگويد كه نرخهاي تنزيل متكي بر در معرض خطر بودن ريسك سيستماتيك اوراقبهادار است، و نه كل ريسك. برخلاف CAPM، نظرية قيمتگذاري آربيتراژ از همة سرمايهگذاران نميخواهد كه مثل هم باشند، و اين ادعا را هم ندارد كه بدرة بازار موزون همة سهام سرمايه، يا بدرة مماس، تنها دارايي با خطري است كه ميبايد نگاه داشت. براي رسيدن به قيمتگذاري "آربيتراژ،" بايد فرض كرد كه:
APT مزاياي بسيار دارد. اول اينكه برخلاف CAPM مفروضات محدودكنندهاي در مورد تكتك بدرهها ندارد. در مورد ساختار اطلاعاتي نيز چندان فرضهاي محدودكننده ندارد. مدل قيمتگذاري آربيتراژ جهان آربيتراژكنندگان و فروشندگان اطلاعات است. مدل همچنين منابع متعددي براي ريسك برميشمرد، و بدينترتيب توضيح ميدهد كه چه چيز باعث تغيير بازدة سهام ميشود. مزاياي مدل البته مشكلات آنرا از بين نميبرد. APT فرض ميكند كه سرمايهگذار منابع ريسك را ميشناسد، و ميتواند بهطور منطقي حساسيتهاي هر عامل نسبت به ريسك را تعيين كند. اما واقعيت اين است كه حتي حرفهايها و استادان مالي نيز نميتوانند عوامل ريسك را عين هم تعيين كنند. هر چقدر بتاي بيشتر محاسبه ميكنيد، به ناچار بايد زندگي با خَش (noise) آماري بيشتر را هم بپذيريد. در اينجا آن فصل كتاب كوتزمن (Goetzmann) را كه به نظرية قيمتگذاري آربيتراژ مربوط ميشود، براي مراجعة شما ارجاع دادهام. اينجا را فشار دهيد تا ببينيد كه او در اينباره چه ميگويد. |
|
نظرية نمايندگي و MBO - پارهاي شواهد تاريخي
| در اين جلسه نخست نظرية نمايندگي توضيح داده ميشود. اين نظريه با ساير نظريههاي وحدت و تفكيك مديريت و مالكيت، يعني نظرية كارآفريني، نظرية جريان نقدي آزاد، و نظرية بنگاه اقتصادي مقايسه ميشود. بحث نمايندگي با عنوان "مخاطرة اخلاقي" رابطه دارد. درصورت وجود مشكل نمايندگي مالك/مديريت خطرگريزي مديريت ممكن است خطر مازاد ناشي از مخاطرة اخلاقي را خنثي كند. رابطة بين ساختار مالكيت و خطر خود موضوع بسيار مهمي است كه در همة سازمانهاي مالي ميبايد مورد توجه قرار گيرد. شكلگيري نظريههاي "رفتاري" و "مديريتي" از بنگاه اقتصادي كه مدل كلاسيك "كارآفرين" يا مالك/مدير را رد ميكند، در اين نشست مورد بررسي قرار ميگيرد. انگيزههاي مديري كه كنترل ميكند، اما مالك نيست، شباهت چنداني به "انسان اقتصادي" آدام اسميت ندارد. سير تاريخي اين نظريه از مطالعات سال 1959 بومول تا مطالعات آزاد هزارة سوم در كلاس ارائه خواهد شد. اينكه شركت به مثابة مجموعهاي از قراردادها تلقي شود، خود اكنون ايدة كهنهاي است. MBO و LBO شرح داده ميشود، و آنگاه دو نظرية رقيب مقايسه ميشود: آيا تملك مديريت خلق ارزش ميكند يا منشاء انتقال ارزش است؟ انواع فرضيههاي انتقال ارزش نيز توضيح داده ميشوند. آن گاه مطالعات تجربي در اين زمينه واز جمله كار دكتر شريفي در ايران توضيح داده ميشود. مثلا"، كار ا.ج. اسميت در مجلة اقتصاد مالي رابطة ساختار مالكيت و عملكرد را براي شركتهاي تملكشده توسط مديران توضيح ميدهد. اين مطالعه به دورة 1977 تا 1986 بر ميگردد. در اين مطالعه مقياس اندازهگيري اصلي عملكرد شركتها جريان نقدي عملياتي است. مطالعة ديگر در مجلة امور مالي شمارة 48 در سال 1993 گزارش شده است. عنوان مقاله خود گوياي موضوع تحقيق است: "عوامل متشكلة فعاليت تملك مديريت: جريان نقدي آزاد در مقايسه با هزينههاي تنگناي مالي." در اين بررسي نيز عملكرد شركتهايي كه با LBO به تملك مديريت در آمدهاند، با شركتهاي تملك نشده مقايسه ميشود. نتيجة بررسي سازگار با نظرية جريان نقدي آزاد است. نشان داده ميشود شركتهايي كه LBO را آغاز ميكنند، با تركيبي از فرصتهاي سرمايهگذاري نامناسب (qتوبين پايين) و جريان نقدي نسبتا" بالا مواجهاند. بهعلاوه، شركتهاي LBO بيش از شركتهاي تملك نشده متنوعسازي كردهاند. همچنين، شركتهايي كه هزينههاي مورد انتظار تنگناي مالي بالاتري دارند (مثلا" آنها كه هزينههاي تحقيقوتوسعة بالايي دارند) با احتمال كمتري LBO ميشوند. در شمارة 21، 1992، مجلة مديريت مالي نيز عملكرد عملياتي شركتهاي تمليك شده از طريق LBO موضوع مقالهاي است كه در آن عملكرد 44 شركت تملك شده در طول سالهاي 1989-1985 مورد بررسي قرار ميگيرد. معيارهاي عملكرد حسابداري مورد استفاده در اين پژوهش به شرح زير است: نسبت جريان نقدي عملياتي؛ سود عملياتي هر كارمند؛ كل افزايش جريان نقدي عملياتي؛ مخارج سرمايهاي، ماليات بر درآمد، و مخارج تحقيقوتوسعه. |
در اين جلسه از حق رأي دادن و حقوق مالكيت صحبت ميكنيم. براي اينكه مطالب اين كلاس را دريابيد، لازم است كه با بافت سرمايه و نظرية موديلياني و ميلر آشنا باشيد. ادبيات مربوط به بافت سرماية بهينه بر مفاهيم نظري پاية تئوري بازي استوار است. هدف اين ادبيات آن است كه ويژگيهاي كيفي اوراقبهادار شركتها را دريابند، و به سئوالاتي از اين دست پاسخ دهند كه مثلا" چرا سهام داراي حق رأي است اما بدهي داراي حق تصفيه است؟ آيا مناسب و بهينه است كه سهام بدون حق رأي داشته باشيم؛ كدام گروه از سرمايهگذاران (دارندگان اوراقبهادار) ميبايد شركت را اداره كنند و هيئتمديره تشكيل دهند: سهامداران يا بستانكاران؟
توجه اصلي به رويكرد قرارداد ناكامل در امور مالي شركتهاست؛ رويكردي كه ميگويد قراردادهاي مفروض در اقتصادهاي از نوع Debreu-Arrow بسيار پيچيدهاند، حتي اگر اطلاعات متقارن باشند. بدينترتيب، نهادها جايگزين قراردادهاي كامل ميشوند تا تصميمگيري آتي را شكل دهند و خلاء مربوط به اين قراردادهاي ناكامل را پر كنند. در اين نشست بر دو نهاد زير متمركز ميشويم:
1. حق رأي: اين حقوق تعيين ميكنند كه چهگونه تصميمات مربوط به مالكيت داراييها توسط گروههاي مديريتي رقيب اخذ ميشود. حق رأي را ميتوان يا بهطور مساوي به همة سهم تعميم داد (يك سهم يك رأي) و يا به گروههاي مختلف سهام حق رأي مختلف داد (در حالحاضر در ايران روية معمولي نيست) كه الزامات و نتايج مختلفي براي مبارزات آتي كنترل شركتها خواهد داشت.
2. حق تصميمگيري: اين حقوق را ميتوان بين نمايندگان يا عاملان مختلف در شرايط متفاوت توزيع كرد؛ در اين توزيع از اين واقعيت استفاده ميشود كه مشروط بر تحقق جريانهاي نقدي شركت، ورشكستگي كنترل را از سرمايهگذاران داخلي به سرمايهگذاران خارج از شركت انتقال ميدهد. در نتيجه، ورشكستگي ميتواند جايگزيني براي تعيين قراردادهاي كامل براي همة احتمالات آتي تحت پارهاي شرايط باشد.
مآخذ بسياري به شرح اين مباحث ميپردازند. اگر به متن انگليسي ريز دروس مراجعه كنيد، به پارهاي از اين مآخذ اشاره ميشود.
در عصر جهانيشدن، نقش سنتي بورسهاي جهان ناگزير تغيير ميكند. بورسهايي باقي ميمانند كه روي تكنولوژي جديد سرمايهگذاري كنند تا بتوانند به كمترين قيمت و بالاترين سرعت و نقدينگي به سرمايهگذاران شخصي و نهادي خدمات بدهند.
پايان قرن بيستم شاهد اهميت روزافزون جهانيشدن و شكلگيري بلوكهاي اقتصادي چون نفتا، بازار مشترك اروپا، FTAA، و غيره بوده است.
البته اهميت دنياي جهانيشده بيشتر در تجارت و حركت جريان سرمايه بوده است. كشورها از طريق سفر، ارتباطات، فرهنگ، تجارت، خدمات، و سرمايهگذاري بههم مربوط شدهاند. تلويزيون، موبايل، و اينترنت مرزها (هم مرز بين اقتصاد كشورها و هم مرز بين مردمان كشورهاي مختلف) را از ميان بردهاند. تحول غير قابلاجتناب در روابط بينالمللي و اقتصادهاي جهاني حاصل از جهانيشدن به انطباق نياز دارد.
از آنجا كه جهانيشدن بر همه چيز و همه كس تأثير ميگذارد، از ملتها گرفته تا كسبوكارها، جوامع و افراد، برنده آن است كه آمادة بهرهگيري از اين تحول باشد، و آنرا ناديده نگيرد.
بازارهاي سرمايه در اين مسير استثناء نبودهاند. آنها هم از جهانيشدن متأثر شدهاند. بورسهاي جهان به ناچار ادغام شدهاند، روزآمد شدهاند، و فعاليتهاي خود را گسترش دادهاند. همزمان با گستردهشدن طيف فرصتهاي بازار سرمايه در كشورهاي توسعهيافته، درهاي رقابت بر اقتصادهاي در حال گسترش نيز باز شده است؛ اقتصادهايي كه بيش از آن نميتوانستند رقابت كنند. آثار جهانيشدن بر بازارهاي سرمايه در موارد زير بوده است: مقرراتزدايي از بازارها، معاملات گستردهتر در سطح جهان بهلحاظ پيشرفتهاي تكنولوژيك در عرصة مخابرات و ارتباطات، به حداكثر رساندن نرخ بازده در سطح جهان، گردآوري سادهتر وجوه، بازارهاي سهام جهاني شدهتر، تسلط بيشتر نهادهاي مالي بر بازارها، ...
جهانيشدن نقش سنتي بورسها را تغيير داده است؛ بانكها و بورسها را ناچار به سرمايهگذاري روي تكنولوژي كرده است؛ شبكههاي ارتباطي الكترونيك (ECN) امكان انحصار را از ميان برداشته است؛ بسياري از بورسها كه در جريان جهانيشدن راه خود را پيدا نكنند، محكوم به فنا ميباشند؛ بسياري از بورسها از وضعيت فعلي كه سازماني غيرانتفاعي متعلق به اعضا ميباشند تغيير كرده، و به سازمانهايي انتفاعي تبديل خواهند شد؛ ادغام و اتحاد بين بورسها امري ناگزير است؛ نظام معاملاتي بورسها بيشتر بر سفارش متكي خواهد بود تا بر مظنة قيمت دادن؛ و افشاء اطلاعات در سطح گستردهاي در بورسها جريان خواهد داشت.
در اين نشست مطالب ارائهشده در 15 جلسة قبل مرور ميشود، و تلاش ميشود كه پيوند مطالب توضيح داده شود. در همين نشست، فهرستي از مطالبي ارائه ميشود كه فرصت براي بررسي آنها پديد نيامد. مطالبي چون